برای کوبیدن آدما از زمان حالشون استفاده کنید، نه گذشته.
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
میاد روزی که،
بشه کوله بندازیم بریم از مشرق به مغرب ِ زمین، و احدیَم کارمون نداشته باشه.
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
انقد می شناسمت که میدونم مثلا از بین اسمِ ۵۰ تا وبلاگ کودومشون مال توعه.
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
من نگران پس لرزه های این زلزله بودم. ک خب، واقعا عصابم ضعیف شده. ینی با کوچیک ترین حرف. پوف.
پی اس اینکه اون پس لرزه و زلزله و اینا، ی مَجازه، جدیش نگیرین.
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
میگم منو میشناسی ؟ میگه نه. میگم من نوه تم. میگم می خوای بلند شی ؟ داد می زنه نمی تونم بلند شم. نمی تونم.
برای اولین بار دستمو میندازم دور گردنش. برای اولین بار میگم : قوربونت برم چرا گریه می کنی؟ اعتنا نمی کنه. گریه می کنه. خیلی.
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
ی روزی، وقتی بفهمم به حسابِ اسماس، سه تا غذا سفارش بدم و باهاش برم آرایشگاه موهاشو کوتا کنه.
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
وقتی زهرا دعوا می کنه یا بحث یا هر چی، ینی به اینجاش رسیده. ینی دیگه نهایتِ اینکه رژه بری رو عصابش.
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
چی می کنین شما ها ؟ چی میگین؟ چرا می توپین ؟ چتونه ؟ :/
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
از نعمتایی ک امروز بهم داده شد، فراموشی بود.
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
وقتی تو کل استوریای اینستات، چشاشون آهو عه، دماغشون خرگوش.
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
میوت بهترین گزینه س، وقتی گزارش خبری ایران راجبه انتخابات شرو میشه.
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
امروز، برای چند لحظه، شدم بی شعورترین آدمی که از خودم سراغ دارم، و اقرار کردم که دیگر دلیلی ندارد این آدم را دوست داشته باشم. و خب، مرد. این آدم برای من تمام شد.
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
+ برادر ارتشی! چرا بردار کشی ؟
- مفتعلن فاعلات، مفتعلن فاعلات.
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
+ مامان شما سر جریانای 88 بودی ؟
- بودم فندق مامان، ولی 10 سالم بود. نمی تونستم بفهمم چی درسته چی غلط.
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
امروز، دوباره نفس عمیق کشیدم، دوباره حس های بد را کشتم. بعد بدترین آدمی که از خودم انتظار داشتم تبدیل شدم، و به تصور ِ خراش افتادن ِ قلب بقیه خندیدم. بعد شدم یک روان شناس که رفتار خودم را تحلیل کردم و خب، بعد هم دوباره خود اصلیم شدم و گفتم : بقیه که تقصیری ندارند ! [ ناگاه ندا آمد که شاید دارند، دارند ، دارند :d اما، ندا را خفه کردم. ]
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
میگه : توییترت هنوز رو گوشیم لاگ اینه، میشه بمونه من بخونمش ؟
میگم : حله. [ استیکر ِ کندن مو ]
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
نه . نه . نه . این به بقیه هیچ ربطی نداره.
پی اس اینکه ماه روشنم؟ آرامش ِ دل من؟
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
+ چی خیلی اذیتت می کنه ؟
- رو بازی نکردن، وقتی دارم رو بازی می کنم. زرنگ بازی درآوردن، وقتی دارم صادقانه رفتار می کنم. حتی در کوچکترینُ لوس ترین چیز ممکن.
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
من امروز، حس های بد را با نفس های عمیقم در نطفه خفه کردم.
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری